اندیشه ها

آسمان فرصت پرواز بلند است ولی... قصه این است چه اندازه کبوتر باشیم...

همیشه غمی هست

آدم ها حواسشان پرت است این را به تجربه پیدا کردم گوش می کنند اما حواسشان نیست . چشمشان جای دیگر محو می شود جایی که باید لبخند یزنند نمی خندند جایی که نباید هیچ بگویند حرف می زنند . با کی حرف بزنم ؟ درخت؟ آسمان ؟ ماه؟ خودم؟آدم ها دل مشغولی های خودشان را دارند( هه کلمه ی قشنگی است چقدر دل+مشغولی) عشق خودشان را دارند حواسشان به گوشی موبایلشان و رفت و آمد هاست ,واژه هایم تلنبار شده است می افتند روی زمین صدای شکستنشان را می شنوم  . میلی که برای شنیدن نباشد حرف زدنی هم نیست.

همیشه یک غمی هست ؛در اوج شادی باز غمی هست. این غم نمی گذارد آدم ها از هم دور باشند . من آدم غمگینی نیستم اما همین اندک غم است که آدم را دلتنگ می کند، آدم را می برد بیرون برای خریدن خرت و پرت ، آدم را سوار اتوبوس می کند و دور شهر می چرخاند . همین اندک غم است که انسان را وادار می کند برای خودش پاستیل بخرد لباس تازه بپوشد به دوستش زنگ بزند شادی هم که تکلیفش معلوم است. خداحفظش کند غم را.

وقتی می بینم دو آدم همدیگر را عمییقا دوست دارند  خیلی خوشحال می شوم . انگار دارم ظهور یک رنگین کمان را می بینم این دوست داشتن ها پر از انرژی است مثل نسیمی می آید روح آدم را با طراوت می کند اشک آدم را در می آورد . آدم که به محیط این دوست داشتن ها می رود حسش می کند حسش خیلی ملموس است . یک جوری آدم به طور بینهایت هوس می کند . منتها به هوس نیست این یک جریان ریشه دار است . خوشا به حال آنان که به طور خاص و ویژه هم را دوست دارند . روحشان مانا.

[ ۱۳٩۳/۱/٢٠ ] [ ٧:٠٩ ‎ب.ظ ] [ ف.آ ] [ نظرات () ]
شکست

آدما خیلی نامردن

[ ۱۳٩٢/۱٢/٥ ] [ ٧:۱٤ ‎ب.ظ ] [ ف.آ ] [ نظرات () ]
دست هایم مال تو بودنت را به من قرض میدهی؟

این حس غریب دوباره به جونم افتاده است و دارد تمام ریشه های روحم را خشک می کند این حس لعنتی دیگر کمرم را شکانده

گریه های بی دلیل

از حال رفتن های ناگهانی(به قول دکتر فشار مشار روحی )

چه قدر خوب می شد اگر میتوانستم مهارش کنم و بندازم تو کیسه ی زباله و درشو ببندم تا دیگه هیچوقت سراغم نیاد

 

کنارم نشین

نگاهم نکن

 دور شو

 خیلی دور

دیگر وجود نیمه ات بر تمام این حسهایم سنگینی می کند

قلبم درد می کند این حس نرم نرمک قلبم را ذوب می کند

این حس تعلیق بدترین حس دنیاس

 

او که رفت و مرا بین زمین و آسمان رها کرد

توام رها کن و برو

یا باش یا نباش

 

مدرسه دیگر جای عشق بازی نیس

این بار سزای عشق اخراج است

این بار اگر به دلتنگی دست هایمان جوابی دهیم سقوط می کنیم

در دره ای عمیق (به قول آنها دره ی بی وفایی)

 

گیتار را بر می دارم و به یادت تا صبح می نوازم

بیا گیتارم را بگیر و مرا در آغوش بکش

[ ۱۳٩٢/٢/۳٠ ] [ ۱٢:۳٢ ‎ب.ظ ] [ ف.آ ] [ نظرات () ]
طعم زندگی

"یادش بخیر"

یادش بخیر پای کرسی مادربزرگ

دست در دست هم

به هم نگاه میکردیم

یادش بخیر

درکنار هم راه میرفتیم عاشقانه

یادش بخیر

هوای سرد رابهانه میکردیم

و یکدیگر را در آغوش می کشیدیم

این یادش بخیر ها مرا می سوزاند

چه روزهای خوبی بود روزهای اول بهار

در کنار هم

شنیدن صدای تپیدن قلب یکدیگر

آرامش

بهار ما را میهمان کرد به عشق

به زندگی

به آرامش

بهار امسال طعم دیگری داشت

طعم باهم بودن

طعم عشق

پ.ن: این را مینویسم جدا از نوشته ام:

دلم برای آن روزها تنگ شده

برای آن خدافظی آخر سال 

برای نگاهمان به آسمان

برای شعر خواندن هایمان

برای گرفتن دست هایت

برای تو

[ ۱۳٩٢/۱/۱٤ ] [ ۱٠:۳۳ ‎ب.ظ ] [ ف.آ ] [ نظرات () ]
نقاب

میروی وارد شهر

پسرک پروانه ها را به نخ هایی آویزان کرده منتظر پرواز

افرادی که در خودند و راه میروند بی خود

هرکسی درفکری ست

درجهتی ست

شهر بغضی دارد عجیب

آن طرفتر دختری دستها باز و با حس رهایی جیغ میزند

آنطرفتر فردی میدهد جان

گلی آن جا روی نیمکت پارک

از عشقی حکایت می کند باز

من اینجا پی یک قطره آرامش

پ.ن: چقدر سخته آدم خودش باشه چقدر سخته این نقابو از صورت برداشتن

[ ۱۳٩۱/۱۱/٥ ] [ ۱٠:٢٤ ‎ب.ظ ] [ ف.آ ] [ نظرات () ]
انتظار انتظار انتظار

من کجام

این راهی که توشم مقصدش کجاس

من فقط نردبانی میخواهم بیایم بالا

بالا

بالاتر

تا تو

کجاس این نردبان

این کتاب های اطرافم این همایش ها

چیست؟

نتیجه اش کجاست؟

کجاست تعالی ؟

کجاست بزرگی؟

کجاست پیش رفت ؟

پس کجاست هدایت ؟

دیگر خسته شده ام

ازانتظار

از این دنیا

پس کجائی؟

 

نردبان اینجاست

اماکو کسیکه بگوید :"برو نترس

قوی باش"

 

من بچه ام

کجاست بزرگتر؟

کجاست ستاره؟

کجاست؟

 

[ ۱۳٩۱/۱٠/۱٠ ] [ ٩:۱٧ ‎ب.ظ ] [ ف.آ ] [ نظرات () ]
پائیز

پائیز و خواهش برگها برای باران

پائیزو روزهای بارانی

پائیزو غروبهایش

آمد

باز نشستن سرکلاس اجباری بچه ها در کلاس هنگام باران

باران و گریه ها وخالی کردن خود زیر باران

سکوت و فقط فکرکردن هنگام غروب

سکوت

و گاه اشک هایی ناخواسته

پائیزو خالی شدن دلهایی پر

پائیز وشکسته شدن  بغضها

پائیزو هق هق ها

و سرانجام

پائیزو بارانی شدن

پاک شدن

خدایی شدن

خود را کندن از زمین و زمینی ها

مرا پاک کن

پاک

[ ۱۳٩۱/٩/۱٦ ] [ ٥:۳٧ ‎ب.ظ ] [ ف.آ ] [ نظرات () ]
 

ممنون بابت تمام همراهی هاتون تو این مدت

چه دعایی بهتر ازآنکه خدا پنجره ی باز اتاقت باشد

[ ۱۳٩۱/٥/۱٥ ] [ ٥:٥٥ ‎ب.ظ ] [ ف.آ ] [ نظرات () ]
قاصدک

دلم تنگ شده است

دلم عجیب تنگ شده

مثل همیشه

گوشی را برمی دارم می نویسم:

"دلم برایت تنگ شده

دلم عجیب تنگت است

کجایی؟"

اما

دوباره

مثل همیشه

هرچه منتظر می مانم جوابی نیست

فقط قاصدکی که گاهی

و شاید همیشه ، نمیدانم

می آید می نشیند پشت شیشه

داد می زند:

" اینجا خوب است . من خوبم. خوب"

کجایی؟

حالت خوب است؟

 

 

playرا می زنم

دوباره می خواند:

"گاهی قاصدک دوباره خبر از دلم میاره"

اشکهایم سرازیر می شود

بلند بلند گریه میکنم

نگاهم میکنی و هیچ نمی گویی

چرا ساکتی؟

حرفی بزن!

می آیم نزدیک

نزدیک

نزدیکتر که می شوم محو می شوی

مثل همیشه

همیشه

یعنی

پرتگاه تنهایی

پرتگاه دلتنگی

پ.ن: قاصدک بوی بهشت می دهد بوی "تو" را می دهد

[ ۱۳٩۱/٤/٦ ] [ ۱٢:۳۱ ‎ق.ظ ] [ ف.آ ] [ نظرات () ]
دست هایت را دوست دارم

می نشینم روی نیمکت

دست هایم را محکم می گیری

و به من لبخند میزنی

مرا میبری به سرزمین شاه پریان

خلق یک داستان دیگر

و دوباره

خوردن سیب زهر آلود

و دوباره

بوسه ی زندگی

بعد آن را نمیدانم

حتمن یک زندگی خوب

دیگر نباید داستان را ادامه داد

نه

بیا ادامه دهیم

شاید جدایی

شاید فاصله

و شاید در کنار هم بودن

هرچه است

مهم این است

که اول داستان

این است:

"یکی

بود

یکی

نبود"

آخر داستان چگونه تمام میشود ؟

با یک بوسه

با یک فرزند

با یک کالسکه

بعد آنرا نمیدانیم

مهم در آخر این است که افراد وقتی کنار هم اند

بنویسیم

"قصه ی ما به سر رسید..."

 

دوباره با یک کالسکه پر از گل مرا برمیگردانی

به همان نیمکت

دست در دست هم

تا دستمان در دست یک دیگر است

همه چیز هست

کالسکه

بوسه

شاه پریان

...

وقتی میروی دیگر هیچ چیز نیست

هیچ چیز...

روی نیمکت نشسته ام

کجایی؟

پ.ن: حال و هوای یازده دقیقه مرا برد به سمت دستانت ، به سمت نیمکت .

[ ۱۳٩۱/۳/۱٦ ] [ ۱٢:٠٥ ‎ب.ظ ] [ ف.آ ] [ نظرات () ]
مجله اینترنتی دانستنی ها ، عکس عاشقانه جدید ، اس ام اس های عاشقانه